أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

48

آثار الباقيه ( فارسى )

مهران مستندى « 1 » نزد عمر بن خطاب آوردند كه ظرف پرداخت آن ماه شعبان بود و عمر گفت كه مراد كدام شعبان است آيا اين شعبان كه ما در آنيم يا شعبان آينده پس اصحاب را جمع كرد و در اين كار با ايشان مشاوره كرد و گفت اين حيرت را كه در امر تاريخ براى من روى داده شما رفع كنيد و اصحاب گفتند ما بايد چاره‌اى آن را از عادت ايرانيان بدست آوريم و هرمزان را حاضر كردند و اين اشكال را به دو بازگفتند هرمزان گفت ما ايرانيان را حسابى است كه ماه روز مىگوييد يعنى حساب ماهها و روزها و چون اين لفظ را تعريف كردند مورخ شد و مصدر آن را تاريخ قرار دادند و هرمزان چگونگى استعمال تاريخ را و آنچه كه روميان مانند آن را به كار مىبندند براى ايشان شرح داد و عمر به اصحاب پيغمبر گفت براى مردم تاريخى وضع كنيد كه مردم به كار بندند . برخى گفتند : تاريخ روميان را انتخاب كنيم زيرا روميان به تاريخ اسكندر عمل مىكنند ، ولى اين قول را نپسنديدند بدين دليل كه تاريخ روميان طولانى است . دسته‌اى ديگر گفتند : به تاريخ ايرانيان عمل كنيم و اين رأى نيز در مقابل آراء ديگر رد شد بدين شرح كه ايرانيان هر وقت پادشاهى از ايشان به تخت شاهى جاى گيرد تاريخ پادشاهان پيش را كنار مىگذارند و از آغاز سلطنت پادشاه فعلى خود تاريخ مىشمارند ، بالجمله اصحاب در اين مسئله با يكديگر اختلاف كردند و شعبى روايت مىكند كه ابو موسى اشعرى به عمر بن خطاب نوشت كه از شما بما نامه‌هايى مىآيد كه بدون تاريخ است و عمر ديوان‌ها و دفترهايى ترتيب داده بود كه خراج مملكت را در آنجا ضبط مىكرد و به تاريخ نيازمند شد و تواريخ را دوست نمىداشت در اين هنگام بود كه اصحاب را بدور خود جمع كرد و با ايشان

--> ( 1 ) - كلمه‌اى كه ابو ريحان به كار برده صك است و من در ترجمه‌ى پيشين چك جاى آن گذاشته‌ام ولى هيچيك از عربى و فارسى كلمه مقصود را نمىرساند و در حبيب السير وثيقه ذكر شده كه باز هم از اداى مقصود نارساست و گمان مىكنم كه مستند وافى به مقصود باشد .